|
من نمیخوام بهار شه...من عاشق پاییزم
|
حالا قبض موبایلمم اومده ۵۶۰۰۰ تومن که حداقل واسه من که تا حالا همچین چیزی نداشتم زیاده!! در نتیجه زنگ نمیتونم بزنم!!! اونم که وضعیت قبضاش از من افتضاخ تره!!! حالا مامانمماین وسط از خونه تکون نمیخوره تا من از تل ثابت یه زنگ بزنم!!!!
فردا امتحان فیزیک دارم!
در اینجاس که من به این سخن منصور,خواننده نسل جوان ایمان میارم:
زندگی بهتر از این نمیشه!!
من تموم کاراشو بخشیدم.............تموم حرفایی که بهم زد, تموم ایرادای بی ربطی که ازم گرفت, وقتی دید گریه میکنم و گفت میدونی دیگه واسم مهم نیس که اشک میریزی؟!!, تموم چیزایی بهم نسبت دادو حقیقت نداشت, چیزایی که در مورد gf قبلیش گفت و به اصطلاح میخواست من ضایع شم که میدونم اونام حیقت نداشت,....!! و در نهایت اینکه گفت: همه این حرف واسه این بود که من نمیخوام بهت رو بدم!....همه این کارارو بخشیدم ولی هیچ کدومو فراموش نکردم!!
همه چی سرجاش ولی من میخوام راحت باشم.نمیخوام خودمو به خاطر هر چیزی اذیت کنم.ممکنه خیلی طول بکشه تا از این مرحله به اونجا برسم ولی واقعا دوس دارم اینطور شه چون حساسیت های زیاد من و نادیده گرفته شدن شون از سمت اون خیلی اذیتم میکنه ومن باید این حساسیت هارو کمتر کنم و در مقابل دیگه اجازه همیچین چیزی رو بهش ندم!! دوستی و علاقه و همه چیم سر جاش ولی اگه موضوع واقعا علاقه باشه پس نباید یه طرفه باشه!!!!
از بچه گیم همیشه از خودم بزرگتر بودم..انقدر به مسائلی که اصلا مقتض سنم نبودفکر میکردم که اصلا از زمان حالم درست چیزی نمیفهمیدم... دیگه نباید خودمو درگیر کنم!!
اخ که چه حالی داد امروزنرفتم مدرسه!!! یه روزم ادم ریخت بعضی دبیرا رو نبینه غنیمته والا!! فردا امتحان ریاضی دارم!
خداوندا این حال خوب را از ما نگیر!
ــ سلام خوبی؟
ــ سلام مرسی تو چطوری؟
ــخوبم تو این یه هفته فکر کردی؟
ــ به چی؟
ــ به من
ــ اره
ــچقدر؟؟؟
به اندازه ای که تو فکر کردی.
ــ ببین من خیلی خیلی تو این مدت بهت فکر کردم.تو واقعا خوبی.خیلی خوبی.اصلا میدونم مطمئنم که دیگه مثه تو پیدا نمیکنم.هرچیم که فکر میکنم میبینم از ته قلبم بهت علاقه دارم.منتها الان یه سری مشکلات مالی واسم پیش اومده. نمیدونم چی میشه... نمیدونم میشه رابطه رو نگه داریم یانه..فقط میدونم که خیلی دوس دارم نگهش دارم..
در این هنگام از اونجا که اتاق بنده صاحب نداره مامان جان لطف کردند و یک دفعه پریدند تو!!! حالا بگذریم از اینکه چه تابلویی شدم!!!
من و درد جدایی, وای بر من
از این عشق خدایی وای بر من
سه شنبه سالگرد پدرم بود. من هرچی بزرگتر میشم واقعا بیشتر بهش نیاز دارم!! واسه سالش عمه هام از تهران اومده بودن ! ۶ سال خیلی زود گذشت!! حالم از این تنهایی بهم میخوره ولی بازم شکر که یه مامانی این جا هست که اگرچه از ۱۰ تا جمله ۳تارو ولی گوش میده بهم!!!
من گوش میخوام براش حرف بزنم... گریه کنم...!! من چشم میخوام وقتی باهاش حرف میزنم نگام کنه...!
یه هفته س منتظرم واسه یه اتفاقی... که نمیدونم میفته یانه!! ۳ روز دیگم باید بمونم!
این روزا حس میکنم خیلی ازم تو دوری
دور شدی و انگاری که سر تا پا غروری
این روزا دل کوچیک من خیلی میگیره
گرچه چیزی نمیگه اما داره میمیره
این روزا انگاری تو چشمای تو یه چیزیه
میکشه منو ولی بازم چیز عزیزیه
این روزا بهم میگی سرت خیلی شلوغه
من یهو حس میکنم این حرف تو دروغه
این روزا خواب میبینم که تو فقط مال منی
دیگه بریدی از همه, فقط تو دنبال منی
گرچه من خوب میدونم اینا همش یه خوابه
این روزا دلم فقط منتظر جوابه
این روزا میگم شاید موندنم اشتباهه
من میخوام بدونی دل شکستنم گناهه
این روزا دعام اینه چشماتو به کسی ندی
یا یه وقت نگی بهم توام زیر قولت زدی
این روزا پیدات میکنم من توی دفتر خاطراتم
توی اون روزی که گفتی تا ابد باهاتم
این روزا تو روی قله ای و من هنوز همینجام
شایدم خسته شدی از خواسته های بیجام
این روزا میدونی من چشام همش بارونیه؟
دلم فقیره و چشات تو بازار گرونیه
این روزا دل منم بدجور تو انتظاره ![]()
![]()
میدونه حقیقتو اما کارش فراره
این روزا دوس دارم بگم شعرامو بی قافیه
شعر من تموم شده,حرفای من باقیه
شعرایی که تو پستای قبل بود همونطور که گفتم مال مریم حیدر زادس. این یکی هم اگه بشه بهش گفت شعر مال من بود!![]()
تو نکنه رفتی به خواستگاری؟
خب ببینم کیه؟موهاش بلنده؟
توی خیابون بی صدا میخنده؟
چشاش چه جوریه؟روشنه؟کشیدس؟
یقین دارم که شبیه سپیدس
دساش چی؟ جنس دساش از بلوره؟
تو صورتش یه چیزی مثله نوره؟
ابروش چی؟حتما ابروش کمونه
اخلاق و رفتارش چی مهربونه؟
چه رنگیه؟ گندمی یا سفیده؟
چقدر دوسش داری تبت شدیده؟
کجا دیدیش توی محل کارت؟
اون چی؟مثل تو شده بیقرارت؟
راستی مژش چی؟خیلی برمیگرده؟
همونه که تو رو دیوونه کرده؟
راستی موهاش چه رنگیه؟طلایی؟
یا رنگی مثل رنگ بی وفایی؟
قدش به قدت میخوره عزیزم؟
بردارم اسفند براتون بریزم؟
خب عزیزم منو خبر میکردی
با گریه هام گلویی تر میکردی
ترسیدی من اه بکشم یا نفرین؟
ردشه همون دقیقه مرغ امین؟
من تو رو نفرینت کنم ؟نمیشه
هنوز دوست دارم مثل همیشه
تازه اگه دعا ها مستجاب بود
قصه ما حالا توی کتاب بود
خلاصه که یه جمله مینویسم
با بارون پلکای سرخ و خیسم
اگه دعا های منو میخوندن
به جای او منو پیشت میشوندن
تا روزی که کلاغه نره به خونه
این ارزو توی دلم میمونه
حالم یه کم...یه کم...خیلی خیلی خیلی کم بهتر شده. دعا کنین واسم.
گریه کن عزیزم اما نه فقط واسه خودت
واسه اینکه نمیشه دیگه بیام تولدت
گریه کن جدایی ها ما رو رها نمیکنن
ادما انگار برای ما دعا نمیکنن
گریه کن حالاحالا ها باید از هم جدا باشیم
بشینیم منتظر معجزه خدا باشیم
گریه کن منم دارم مثله تو گریه میکنم
به خدای اسمونامون گلایه میکنم
گریه کن تو بختمون یه برف سنگین نیومد
اینهمه پرنده رد شد مرغ امین نیومد
گریه کن واسه شبایی که بدون هم بودیم
تنهایی برای سنگینی غصه کم بودیم
گریه کن برای روزایی که خورشیدی نداشت
دلای من و تو که به فردا امیدی نداشت
گریه کن,فکر کن دلیلی ندارم فقط همین
واسه فاصله که از اسمونه تا زمین
گریه کن سبک میشی روزای خوب یادت میاد
گرچه تو تقویمامون نیستن اون روزا زیاد
گریه کن برای قولی که بهش عمل نشد
واسه مشکلاتی که بودش و هست و حل نشد
گریه کن برای اون دلایی که چینی بودن
بی وفایی ها که دیدی به چه سنگینی بودن
گریه کن برای لحظه هایی که تلف شدن
گلایی که مانچیدیمشون و علف شدن
گریه کن برای نقشه ها که مهتابی بودن
برای عاشقیا ی ما که قلابی بودن
گریه کن برای رویایی که قسمت نمیشه
یه شب هم سرخدا واسه ما خلوت نمیشه
گریه کن برای خوابا که فقط یه خواب بودن
واسه ارزوهامون ه همشون حباب بودن
گریه کن واسه خوشی هایی که نازل نمیشن
واسه اون دیوونه هایی که دیگه عاقل نمیشن
گریه کن برای اولا که عاشقونه بود![]()
![]()
حال هم رو پرسیدن فقط یه جور بهونه بود
گریه کن از یادمون رفتش و اسفند نزدیم
دستمون تو دست هم بودش و لبخند نزدیم![]()
گریه کن چون اون روزامون دیگه تکرار نمیشه
دلامون به سادگی حاظر به اقرار نمیشه
گریه کن, غرور واسه دیوونگی یه سد شده
مرغ امین دیده این صحنه رو, تندی رد شده
گریه کن بزار تموم عقده هات شسته بشه
حق داره ادم یه وقتا از خودش خسته بشه![]()
گریه کن واسه خودت,واسه همه, برای من
توی بارونی ترین ثانیه حرفاتو بزن
گریه کن تا اینه شه باز اون چشای روشنت
واسه موندن لازمه فدای گریه کردنت
(مریم حیدر زاده)
شب قدر. ایشالله دعاهاتون مستجاب شه. واسه ما هم دعا کنین!
به خدا همه اینا نمیگم در مدت طولانی, ولی بالاخره یه جورایی بهم فشار میاره, یه جورایی اعصابمو به هم میریزه!
ولی میخوام در کنار تمام علاقم به خودش , خودمم ببینم. که اگه شاید اون یادش رفته که منم هستم, من دیگه یادم نره!!!
اونی که عاشقشم کاش که بلا سرش میشد
معنی واژه تلخ مبتلا سرش میشد
اونی که همش منه, دوس نداره که ما بشیم
واژه رسمی و سنگین شما سرش میشد
من مردم.... من جیییییز جیگر زدم.....من چشمام خشک شد....دریغ از یه زنگ, یه تک زنگ, یه sms,....!
خدایا به من رحم کن!!!! نمیدونم چی شد اصلا یهویی اینجوری شد!!
تازه اگرم یه smsi داد گفت:
ــ سلام عزیزم . خوبی؟ یه چند تا sms جدید میفرستی؟
ــ سلام مرسی. من خوبم تو چطوری؟
بعد اینکه براش میفرستم:
ــ واسه کی میخواستی؟
ــحالا! بماند! بعدنا میگم. فعلا کاری نداری؟
ــ نه!!!!!!!!
دست گذاشتم رو یکی که یه قشون خاطر خواشن
همشون هنر دارن,یا شاعرن, یا نقاشن
یا که پشت پنجرش با گریه گیتار میزنن
یا که مجنون میشن و تو کوچه ها جار میزنن
یه کلاس ۱۰ متری داریم ۸ تا نیمکت رو توش جا دادن . بعدم ۳-۴ تا تک صندلیم گذاشتن وسطش که به امید خدا اگه نشستی سر جات دیگه نتونی تکون بخوری!
تو همه کلاسا کولره اونوقت تو کلاس ما ۳ تا پنکه که فقط دور سرمون میچرخه و هوای گرم رو جابه جا میکنه! در حالی که کلاس ما حتی ۱ پنجره هم نداره!
حالا یه حیاطم داریم که به باغچه بیشتر شباهت داره والله!!!!
اونوقت تصورکنین که درس خوندن در این کلاس ودر کنار دبیرایی که هرکدوم یه ساز میزنن چقدر لذت بخشه!!!!
بگذریم!!!
من و ایشون هم که فعلا معلقیم درهوا!!!
زندگی خالی نیست.....مهربانی هست, سیب هست,ایمان هست......!!!