تبليغاتX
شقایق پاییزی
من نمیخوام بهار شه...من عاشق پاییزم
سلامممم!

اول از همه سال نو مامان گلم و بابای مهربونم که بینمون نیست مبارک! ایشالا سایه مامانم همیشه بالا سرم باشه

بعدشم سال نو کامران جون و هومن نازم مبارک! امیدوارم بهترین سالو داشته باشن وبا صدای نازشون و کارای فوق العادشون باعث شن که هر روز بیشتر از قبل فرشته هامون افتخار کنیممم!

بعدم ایشالا ارزوی منم براورده شه تو سال جدید تا فرشته هامو فقط یه بار از نزدیک ببینمشون

حالا بریم سر یه سری عکس از عید پارسال که دلم نیومد نزارمشون:

این عکس بالاییی قدیمیه ولی من هروقت میبینمش میفتم رو ویبره! الهی قربونت برم که اینقدر ناز میخندییییی

در تپش..هومن جونم سیبببب میخورهههه

قربون اون چشات برم من! چرا اینجوری نیگا میکنی؟؟

در مهونی شبکه لایو.... جونم دستشووووووووووو

کجا رو مینگاهییییی؟؟ منو  نگا کنننننن

من فداییییییییی اون دستات که داری دست میزنی واسه داداشتتتتتت

در همون مهمونی...در کنار ژاکلین... هومن جونم چرا دستت به کفشتههه؟؟

در شبکه امید ایران....الهیییی فدات شم من که اینطوری مظلوم نیگا میکنیییی

ای جونمممم.. سرتو بگیر بالااااااااااااااااااااا


اینم یه عکس تکی و قدیمی و ناز  از هومنم:

خدایااااااااااااااااااااااااهومن تو اخر منو میکشیییییییییی


حواستون جمع باشه که مصاحبه های خواننده هایی رو که میدوستین از دست ندین! حالا درسته که نوروز با تپش قشنگه و این روز ها همه تپش نگاه میکنند ولی بقیه کانالا رو هم دریابین!

خب امیدوارم هتون سال خوبی داشته باشین!

سر سفره هفت سین دعا یادتون نره! واسه همه دعا کنین

تا دوساعت دیگه خالم اینا میرسن..من باید برم..

فعلا بای تا سال ۱۳۸۷

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/12/29ساعت 12 بعد از ظهر  توسط شقایق پاییزی  | 

زنگ میزنی ریجکت میکنم٬ میس میندازی محل نمیزارم٬ حتی به  اس ام اساتم جواب نمیدمممم 

چقدر دلم برات تنگ شدهههههههههههههههه !! ولی نمیتونم بزارم بیشتر ازاین خردم کنیییی.

نمیتونم.....

تو خواستی از تو دور شم

میخواستی راحت بشی

میترسیدی دیر یا زود

به من بد عادت بشی

تو گگفتی از پیش تو

باید بزارم برم

گفتی یه کاری کنم

 تو بری از خاطرم

حالا که دورم نگو

عاشقتم همیشه

گریه نکن با گریه

هیچیی درست نمیشه

فقط مساله تلافی نیست ٬ نمیتونم خرد شم.... نمیتونممممممممممممممممممممممممم

دیشب تب داشتم! تموم استخونای بدنم تیر میکشیدددد!! تنها خونه بوددممم!! تازه مامانم که اومد برای خودش رفت سر تلفن و بعدم تو اشپزخونه مشغول کاراش شدددد!! یه حوله خیس رو سرم گذاشته بودممممم!! تنهااای تنهااااا !!!

این روزا هم میگذره!!

عید خالم اینا میان پیشمون! یه دختر خاله ای دارمم که همسن خودمه! تو خونواده خیلی دوسش دارن! به خاطر اینکه  دختر شلوغیهههه!! برعکس من که تو جمع های فامیلی اروم اوممممم!! ذاتآ شیطونم ولی تو خونواده اصلاااااا!!

موهامو کوتاه کردمممم!!! التبه تغییر زیادی نکردههه!!! برا عید مش میکنمش!

الان این مدلی شده:

البته پایینش بلند تره هااااااا!!

فعلا بای!

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/12/27ساعت 9 قبل از ظهر  توسط شقایق پاییزی  | 

بچه های کلاس ما ۲۹ نفرن ! ۵ شنه همه با هم تصصم گرفتینم که پول بزاریم و یه کیک گنده ی باحال بگیریم و یه جشنی واسه خودمون راه بندازیم که هم دور هم خوش باشیم و هم پوز اون کلاسیارو که کلاسشون از دفتر دوره رو بزنیم. اخه کلاس ما چسبیده به دتر و به خاطر همین هی زرتی بهمون  گیر میدن انترااا 

خلاصه جاتون خالی کیک رو زدیم بالا و یه مقداریشم دادیم دفتر کوفت کننخلاصه شنبه خداحافظیامونم کردیم که تا بعد عید نیایم! من از همون شنبه گفتم که ۱ شنبه و دوشنبه میام مدرسه اما بچه ها همه قرار گذاشتن نرن!!  خلاصه تو کل مدرسه پیچید که از این کلاس فقط شقایق و دارو دستش میان( خب اخه مدرسه با بچه ها دور هم میخندیم)  

ما امروز صبح رفتیم فقط ۶ نفر بودیم!! خلاصه ناظممون کف بالا اورده بود و برا اینکه بگه من سیب زمینی نیستم زنگ زد بچه هار و کشوندددددد مدرسههههه!!!

ایییییی قیافه هاشون خنده دار شده بوددددددددد!!!!!

هرکی زبون ادم نمیفهمه باید بهش اینجوری خندیدددددد


اره جیگرم میدونم الان اینجایی ولی عمرا اگه بیام ببینمت!!

از چشم من افتادی نازنینم

دوست ندارم دیگه تو رو ببینم

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/12/26ساعت 5 بعد از ظهر  توسط شقایق پاییزی  | 

اقا بعضی از این ادما بدجور رو دارن هاااا؟؟؟ یکیش همین دوست خودم!

الان ۳۰۰۰ باره که میریم بیرون میگه تو حساب کن من بعدا باهات حساب میکنمممم!! و این بعدا هرگزنیومد و نیمیاد و نخواهد امد...! بابا اخه پرروییم حدی داره واسه خودش!! امروز منم در کمال ارامش صورت حسابشو رو کردممم!! ( با خنده و تیریپ شوخی) !

من اصلا ادم خسیسی نیستم اتفاقا ولی وقتی میبینم یکی داره سو ء استفاده میکنه حرصم درمیاد....!!!

در مقابل بچه پررو ها باد مثل خودشان بوددددد!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/12/23ساعت 9 بعد از ظهر  توسط شقایق پاییزی  | 

یادته گفتی اگه اسممو میخواستی بر اساس شخصیتم بزاری چی میزاشتی؟ من گفتم بلاااااا ! تو گفتی عاطفه! گفتی نه یه اسم واقعی بگو!! منم گفتم همین که همییییین! دوست نداری دیگه ازم نپرس!!

یادته؟؟؟؟؟ هرچی میگذره میبینم عجبب اسمی گذاشتم بدجور برازندته!!

باز داری میای اینجا یاد من افتادییییی؟؟ ارههههههه؟؟ بلااااا اخه دیگه جایی واسه این حرفا گذاشتی تو رو خدااا؟؟ ولی خدایی خیلی زرنگیییییییییییییییییی!! منم مثه تو زرنگ شدمممم!!! ( کمال همنشین در من اثر کرد)

همش داشتم فکر میکردم یعنیییی سرت به کجا خورده زنگیدی تا که فهمیدم جریان از این قراره!!

من هیچ وقت جواب حرفای نامربوطی رو که زدی نمیدادم چون میخواستم تو یه موقعیتی جواب بدم که به همون اندازه که حال من گرفته شده حالت گرفته بشه!! این موقعیتایی که میگم کم کم یکی یکی داره پیش میاد و من محبتاتو جبران میکنم  دوست نداشتم رابطه به اون قشنگی و اون همه صمیمیت اینجوری خراب بشه ولی تو کاری کردی که نمیتونم بگذرممممممم!! 

 خودتم میدونی چقدر دوست دارم ولی تو بالاخره باید معنی یک رابطه رو یاد بگیری! باید یاد بگیری اگه کسی گذشت میکنه دلیلش حماقتش نیست!  دلیلش این نیست که دیگه کسی رو پیدا نمیکنه واسه همین چسبیده به تو و ولت نمیکنه!!!  باید یاد بگیری شخصیتی که از خودت نشون میدی از لباسی  که تنت میکنی خیلیییییی مهم تره!!  باید یاد بگیرییی حداقل اگه خوتو شخصیت خودت ربات اهمیتی نداره اماا حق نداری در مورد بقیم همین حسو داشته باشیییی!!  و مطئن باش داداشی من که تا  وقتی یاد نگیری وضعت از اینی که هست هم بدتر میشه!

 

+ نوشته شده در  جمعه 1386/12/17ساعت 2 بعد از ظهر  توسط شقایق پاییزی 

میدونییی این ترم رو با چه نمره ای پاس کردممممم؟؟؟؟   ۹۴  !! خودمم کف کردممم!!

و بدین مناسبت بود که امشب جمعی از دوستان را (با حساب خودشان) به دوری پر ملات در خیابان و نییز  شام دعوت نمودیمم!

اصولآ  ما  با بچه ها بیرون که میریم هروقت تعدامون از ۳ نفر بیشتر میشه یه موضوعیی پیش میاد! امروزم منو یکی دیگه بحثمون شد!! بعضی از ادما ظرفیت ندارن ادم حسابشون کنیم!! بدبختا از بس که تو جمع دیده نشدن تا یکی میبینتشون کلی ذوق میکنن و بعدش فکشون کار میفته واسه زر مفت زدن!! خلاصه ظرفیت اصولأ خیلی معقوله جالبیه! 

این ناظم انترمون چند روزه به موهای من گیر داده!! نمیدونم چطوریه که این بشر تازه چتریای منو دیده!! گیر داده موهاتو بزن بالا!! منم که حرف گوش کن جون عمم!! اینم مدل موهامم:

دقیقا همین شکلیه با همین اندازه!!!

خدااا اخه البوم فرشته ها کی میخوا بیااااادددد!!

دقیقا ۲ هفتس که ماهوامون قطعه اعصاب نمونده برامممممممممممممممم!!

خدااایا میشه زودتر وصل شه

هنوز کادوی فرشته هارو نخریدمممممممممممممممم!!

رو قالبم اهنگ گذاشتم! نظرت چیه؟؟!! هرچیه!! خودم عاشق این اهنگم!

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/12/16ساعت 10 بعد از ظهر  توسط شقایق پاییزی  | 

چقدر دوست داشتنیییییییییییییییییییه

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/12/16ساعت 6 قبل از ظهر  توسط شقایق پاییزی 

من گریه هاتو با یه دنیا شادی عوض نمیکردم٬ تو معرفت نداشتی

من میمردم تو غصه میخوردی٬ تو معرفت نداشتی

من عاشق لالایی ها بودم٬ تو معرفت نداشتی

من شب بخیروووو با دنیا دنیا عوض نمیکردم٬ تو معرفت نداشتی

من دیوونه ی مریم  و سهراب بودم٬ تو معرفت نداشتی

من عاشق ( غصه نخوراا) بودم٬ تو معرفت نداشتی

دوست داشتم داداشییییی ٬ تو معرفت نداشتی

داشتی و نمیتونم باور کنم داشته باشی!!

نمیتونم....

سر هیچ حرفیم نمیتونستی بمونیییییی٬ هیچیییییی٬ معرفت نداشتی

ولی من:

من همیشه سر حرفمم ٬ تو معرفت نداشی

معرفت نداشتی فقط همین

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/12/14ساعت 9 بعد از ظهر  توسط شقایق پاییزی  | 

فردا امتحان فیزیک٬ سه شنبه شیمی٬  ۴شنبه هم امتحان ریاضی هم  فاینال کانون که از همه دردناک تر همینههههههه!!

قبلا گفته بودم که به این سخن از خواننده ی خوش تیپ هموطنمون بدجور معتقدم:

زندگیییییی بهتر از این نمیشه٬ زندگییییییییییی ....!!!

منصور جون دوست دارم!!

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/12/12ساعت 9 بعد از ظهر  توسط شقایق پاییزی 

کییی بودش امروز؟؟ کی بود به تو گفت  به درک که گریه میکنی؟؟

کی بود؟؟ هاااااااااااااا؟؟ وااای یعنی من بودممممم؟؟

اره من بودم.. خود خودم بودم!! نه فکر کنی از رو عصبانیت٬ خیلیییم از روی خونسردی گفتم!! اره عزیزم به خدا راضی نیستم پولت و وقتت رو بیخود حروم کنیش!! باور کن راضی نیسم عزیزم!! بسسسسسسسه دیگه بزار زندگیمو کنم!! کاری به کارت ندارم!!

اره میدونم این شقایق همون شقایقی که تو میشناسی نببود!! اره میدونم مثه همیشه نبود! مثه همیشه احمق نبود!!

کاش یاد گرفته بودی حرفاتو یه بار تو دهنت بچرخونی و بعد به زبون بیاری! اون وقت امروز وقتی عین حرفایی که بهم میزدی رو تحویلت دادم به اون حال نمیفتادی!!

هنوزباور نمیکنی همون شقایق بود اینا رو گفت؟؟ باور نکن!! نه  خودت مهمی نه باورت!!

باز میپرسی کی بود؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟ !!!! ؟؟

هرکی بود دمش گرم!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/12/09ساعت 6 بعد از ظهر  توسط شقایق پاییزی  | 

اهنگ جدید نیما رو انگار واسه تو خوندن:

سلام به اون که تو دلم درخشید

من دیگه دوست ندارمببخشید

بهتره این نامه اخر باشه

فکر کنم این واسه ما بهتر باشه

دیگه دوست ندارم٬دگه دوست ندارم

دیگه دوست ندارم ٬ ببخشید

بین تو و اون روزا کلی فرقه

تو اسمونت پر رعد و برقه

نه مهربونی نه واسم میخندی

هر دری رو که میزنم میبندی

بین تو و اون روزا کلی فقه

تو اسمونت پر رعد و برقه

از چشم من افتادی نازنینم

دوست ندارم دیگه تو رو ببینم

دیگه دوست ندارم٬ دیگه دوست ندارم

دیگه دوست ندارم٬ ببخشید

من کسی رو میخوام که عاشق باشه

اول و اخر شقایق باشه

من کسی رو میخوام که نیس مثل تو

پشیمونم٬ دوست ندارم٬ برو

دیگه دوست ندارم٬ دیگه دوست ندارم

دیگه دوست ندارم٬ ببخشید

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/12/05ساعت 10 بعد از ظهر  توسط شقایق پاییزی 

سلااااام دوستای گلم! خوفییییییییییین؟؟

امشب دلم بدجوری تو حس هوومنه!! ( نه اینکه هیچوقت نیست!! )

خببب حالا میریم سر چند تا عکس:

جووووووووووووووووونم چه ناز میخندهههه!!

هومنم تو اهنگ من اگه نباشم

این بالاییم یه عکس نسبتا قدیمی که من عاشقشم

هومن جونم و داداش کامی تو من اگه نباشم

اینم یه چندتا فتوشاپ :

جوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووونننم

اینم کار دوستم صدفه!! دستش درد نکنه!

 

واااااااااااااااااااایی فردا امتحان ادبیات داریم پس فردا عربی بعد شیمی

البته من که میمیرم واسه امتحان!!!!!!!!!!!( تلقیییییییین میکنییییییییییییییییییمم)

خب دوستای گلم من فعلا میرم تا بعد

بای..بای

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 1386/12/04ساعت 10 بعد از ظهر  توسط شقایق پاییزی  |