|
من نمیخوام بهار شه...من عاشق پاییزم
|
از امروزهم مدرسم شروع شده.ساعت ۸ کلاس داشتم. و از اونجا که دیشب نخوابیدم خواب موندم و ساعت ۹ رفتم!!! زیست.فیزیک.عربی داشتیم و من عاشق دبیرای زیست و فیزیک و عربی مونم.
از بچه هام بیشترا اومدن تجربی. ۲ تا تجربی داریم و ۱ ریاضی. نگین هم رفت ریاضی به خاطر اقا بهرنگ(!!) زیاد طرف نگین نرفتم. میدونم عاشق شده و حال و حوصله نداره. تارا میگه بهرنگ ( پسر خاله تارا که با نگین دوسته) از وقتی اومده نگینو دیده و رفته تهران دیوونه شده . فقط نشسته جلو گوشی با هیشکسم جز نگین حرف نمیزنه!
!!
با ارنیکا و دیبا تو یه کلاسم و این خیلی برام خوبه.
عصبی شدم جدیدا... حال و حوصله اپ کردن هم نداشتم.خودمو مجبور کردم که شاید یه کم خالی شم.
حال زیاد خوبی ندارم الان. ۲ تا کدئین خوردم باز سر درد دارم.
ساعت ۵ کلاس ریاضی دارم.
دلم مسافرت خوب میخواد.