تبليغاتX
شقایق پاییزی - من اومدم
من نمیخوام بهار شه...من عاشق پاییزم
بعد ۳ ماه اقا تازه اس ام اس زده:

ــ بیداری شقا؟؟

جواب ندادم .

ــ شقا جواب بده کارت دارم.

ــ بیدارم.

بعد از کمی تا قسمتی ابری چرت گویی:

ــ شقا ۲ تا کار باهات دارم. یکی اینکه خواهش میکنم مانتوی مدرسه تو عوض کن یه مانتو ی دیگه بپوش. تو رو خدا. خواهش میکنم. دومی هم میخوام یه امار واسم بگیری.

( حالا هرکی ندونه فکر میکنه من چی می پوشم!! اخه اگه ضایع باشه  مدرسه گیر میده!)

ــ گرچه این یکی تخصص من نیست ولی امار کی؟

ــ اسمش گ... . تو مدرسه شماس. پیش تجربیه.

منم   این دختره رو از راهنمایی میشناختم:

ــ اره میشناسمش٬ پدرش پزشکه متخصص مغز و اعصاب٬ داداشش و خواهرشم تهران دندون پزشکی میخونن.

ــشقا اینا رو که خودم میدونم. فامیلمونن. چند رو یش که اومده بودن خونمون گ... یه خنده ی مرموزی کرد. میخوام بدونم دلیلش چی بود.

ــ دلیل خاصی نداشته. اون سر خوشه.

ــ میتونی شمارشو برام جور کنی شقا؟

در این احظه من خون در تمام صورتم جمع شده بود. انگار رو اتیش گذاشته بودنم!

ــ تو خودت می دونی من از این کارا خوشم نمیاد. کارت همین بود؟!

من پیش خودم فکر کردم این بشر چه کار خاصی داره که اینهمه عجله داشته نصفه شبی اس ام اس زده!!

خداییش مازیار فقط به درد همون ستاره میخوره! اخلاقاشون کپ همه!

حالم بهم میخوره پسره ی پاچه خوار لوس! ۲۲ سالشه ولی فکر در حد بچه ۲ ساله!!

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/04/23ساعت 6 بعد از ظهر  توسط شقایق پاییزی  |