تبليغاتX
شقایق پاییزی - میگم تعطیلیمااا! جدی بگیریدد
من نمیخوام بهار شه...من عاشق پاییزم
امروز دوباره تلک تلک راه افتادم رفتم گفتم من میخوام برم تجربی. ناظممون ( که به خاطر موهام خیلی دوسم داره ) دیگه نزدیک بود پاشه منو بزنه.

اخرشم گفت باید تعهد بنویسی که دیگه هیچ وقت رشتتو عوض نکنی. منم از اونجا که زیر بار حرف زور محاله که برم قبول نکردم! خیلی مودبانه() گفتم من ممکنه نظرم عوض نشه و احتمالا هم نمیشهاما لزومی نداره که بخوام تعهد بدم.  خداییش داره؟؟!!! بابا اخه بخشنامه ی اداره رو هم اگه بخوان در نظر بگیرن تا ۱ مهر میشه تغییر رشته داد! 

بعد که دیدن تو این مورد از پس من بر نمیان گفتن باید موهاتو بلند کنی که بتونی از مهر چتریاتو جمع کنی. منم جهت خالی نبودن عریضه و گذاراندن پل و ننوشتن هرگونه تعهد یه چشم گفتم و خلاص!! اخه ایناکه میدونن من این کارو نمیکنم چرا باعث میشن دروغ بگم؟!

گویا قراره نگین ریاضی بخونه که ۴ سال دیگه با بهرنگ بره کانادا. عجیب این دختر ذات زرنگی داره! موقعیت بهرنگو دیده خودشو یه جورایی انداخته تو خونواده اینا و داره هرجوری که شده بهرنگو به خودش وابسته میکنه.بهر حال امیدوارم موفق باشه. هرچیزی که صلاحشه براش پیش بیاد. هرچی باشه نگینم دوست من بوده و الان هم خودش خودشو کشیده کنار ولی من هنوزم با همه بدی هایی که ازش دیدم  هیچ وقت نمیخوام و دوست ندارم چیز بدی براش اتفاق بیفته.

خدایا خییییییییییییییلییییییییییییییییییییییی دوست دارم

خیلییییییییی ممنونم ازت که بهم ارامش دادی. خیلیییییییییی دوست دارم خدا جونممممممممم.

مرسی که تنهام نمیذاری. مرسیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/04/31ساعت 1 بعد از ظهر  توسط شقایق پاییزی  |